IMG_Soltanabadian_arbaeen__1_

این روزها زمان مهیا شدن برای سفر است. سفری متفاوت با سفرهای دیگر.
آن‌هایی که رفته‌اند شوق رفتنِ دوباره دارند و آن‌هایی که نرفته‌اند و بار اولشان است لحظه‌شماری می‌کنند و دلشان در جاده است. آن‌هایی که نرفته‌اند و نمی‌خواهند بروند هم خدا قسمتشان کند تا حس و حالی که نصیب مسافران این سفر می‌شود را درک کنند و نادیده و نرفته، تفسیر و تعبیر نکنند و این اتفاق را به چالش نکشند.


IMG_Soltanabadian_arbaeen__3_

قبلا نکاتی در مورد عکاسی در سفر زیارتی اربعین نوشته‌ام که برگرفته از تجربیات شخصی و دیده‌ها و شنیده‌ها بود. به‌همراه داشتن دوربین‌عکاسی در این سفر مزیت‌های فراوان دارد اما در عین‌حال گاهی شاید لازم باشد در مقطعی از زمان (هرچند کوتاه) آدم از میل مشغول شدن به خواسته‌های دلش دست بکشد و فارغ از ابزار و تکنیک و باید‌ها و نباید‌ها، در خلوتِ سبکبال و سبک‌بارش فقط تماشا کند، به خاطر بسپارد و بیندیشد.


IMG_2915_Soltanabadian

اما اگر قرار به ثبت تصاویر در حافظه‌ی دوربین‌عکاسی باشد، می‌توان گفت که هر اتفاقی در این مسیرِ پرفراز و نشیب پتانسیل تبدیل شدن به یک عکسِ روایت‌کننده را دارد، کما اینکه تصاویرِ بکر نشسته بر سیلِ خروشان چنان به سرعت از محدوده‌ و وسعت نگاه می‌گذرند که گاهی در پلک برهم‌زدنی، تصویری جای تصویری دیگر را می‌گیرد و واقعه‌ای جای واقعه‌ای دیگر اتفاق می‌افتد. هرکسی در این سفر راویِ نفس خویش است و هرکدام از این روایت‌ها شور و شعر و شیدایی و زیبایی خودش را دارد. عکاس باید انتخاب کند، اما گاهی هم می‌شود که تصویر‌ها عکاس را انتخاب می‌کنند و عکس‌هایِ‌نابِ مهربان برای عکاس اتفاق می‌افتند.


IMG_Soltanabadian_arbaeen__5_

گاه حضور و شوق و نیاز خود را به رخ می‌کشند و گاه خلوت و سکوت و سکون. اما نقطه‌ی عطف ماجرا اینجاست که همه این‌ها در راستای رسیدن به یک هدف به‌پیش می‌روند و تردید و تشکیکی در این میدان وجود ندارد.


IMG_Soltanabadian_arbaeen__7_

به این معتقدم که در ماجرای این سفر، هر عکس باید متنی را به همراه داشته باشد تا حداقل، مخاطبی که ارتباطی با فرهنگ عاشورایی و شیعی ندارد، از اتفاق عکس و پس‌زمینه فرهنگی و اعتقادی آن باخبر شود. حالا بماند که عکاس هم اگر دستی به قلم داشته باشد جا برای عکس‌نوشت و بیان حس‌درونی و روایت‌داستان هم وجود دارد و نوشتنی‌ها فراوان است.
عکاس می‌تواند در قالب یک نقال، تصویر‌ها را ثبت کند،  نمایش دهد و روایت‌گر ماجراهای پیدا و پنهان این سفر باشد.


IMG_Soltanabadian_arbaeen__2_

از زاویه‌ای دیگر، می‌توان نگاهی ساده به این سفر داشت. سفری که مثل تمام سفرهای دیگر در آن تغییر، جابجایی، شروع و پایان وجود دارد. می‌توان با ثبت یک گزارش‌تصویریِ ساده، سفر را مصور کرد و در خاطرات بصری نگاه داشت.

به‌هرحال این هم میدانی‌ست برای عمل، تماشا* و اندیشه. کارهایی که یک عکاس توامان انجام می‌دهد و با آن‌ها غریبه نیست. حالا چه دوربین به همراه داشته باشد، چه بدون ابزار باشد و به ذهنش بسنده کند. این کوچِ از خود به بی‌خودی، یک دنیا تصویر فراموش ناشدنی در دل خویش دارد.

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت.
-غزلی از جناب سعدی علیه‌الرحمه با حذف چند بیت

...............................................................
تماشا* :
لفظ عربی است مصدر از باب تفاعل . در اصل تماشی بود، مأخوذ از مشی . فارسیان در این قسم مصادر، یا را به الف بدل می کنند از عالم تمنا و تولا و تقاضا که در اصل تمنی و تولی و تقاضی است . پس معنی تماشا به اصل لغت « با یکدیگر پیاده رفتن » است
-لغتنامه دهخدا


IMG_6134_Soltanabadian
حمید سلطان آبادیان - ۱۳۹۶ 


- در ابعاد بزرگتر ببینید


.

IMG_01_China                    «یکی از خیابان‌های شهر پکن - چین / عکس: حمید سلطان آبادیان »
.

یکی از مهم‌ترین و هیجان‌انگیزترین اتفاقات سفر آشنایی با آداب و رسوم و فرهنگ خاص مردم هر نقطه از این عالم پهناور است. اینجاست که مسافر از مرز تکرار و روزمرگی عبور می‌کند، بال می‌گشاید و با دیدن و فهمیدن تازه‌ها هیجان تازه‌ای برای زنده بودن در رگ‌هایش به تپش درمی‌آید. البته تاکید می‌کنم برای احساس این اتفاقِ ناب باید در معرض قرار گرفت و از سکون و تکرار به سمت حرکت و تغییر قیام کرد.

.

IMG_0542_2
                      « این تخته‌سیاه را در ورودی یکی از مساجد شهر چانگ‌زی دیدم »

 یکی از سفرهای من با دوچرخه به کشور چین توام شد با ماه رمضان و این اتفاق مبارک باعث حضور من در بین مسلمانان چینی و گذراندن زمانی هرچند اندک با آن‌ها در ایام این ماه عزیز شد.

.

IMG_02_01_China
« حیاط آذین‌بندی شده مسجد چانگ‌زی - چین / عکس : حمید سلطان‌آبادیان »

در ماه رمضان مساجد کشور چین آذین‌بندی شده و جنب‌‌و‌جوش در مساجد، بیشتر از ماه‌های دیگر انجام می‌شود. مسلمانان چین، قبل از ورود ماه مبارک‌رمضان مسجد را تمیز و آذین‌بندی می‏کنند. در مسجد جمع می‏شوند و امام جماعت راجع به اعمال این ماه و وظایف روزه‌داران صحبت می‏کند. آموزش زبان عربی، عقاید و احکام  و نماز از جمله برنامه‏‌هایی است که در این ماه انجام می‏شود.
.

4
         ورودی مسجد نیوجی در شهر پکن - عکس: حمید سلطان آبادیان                      

.
در داخل صحن مساجد کشور چین، بوی عود مشام را می‌نوازد و پس از نمای ساختمان آنچه که بیش از همه نظر را جلب می‌کند، تلفیق فضای عربی و چینی در کنار هم است. زمان اقامه نماز به عربی و چینی اعلام می‌شود، منبر و محراب با آیه‌های قرآن به زبان عربی منقوش شده و امام جماعت به عربی دعا می‌خواند و پس از تلاوت آیه‌هایی از قرآن، آن را به زبان چینی ترجمه می‌کند
.

.
.

_00000000
              « مسجد نیوجی یکی از قدیمی‌ترین مساجد پکن - عکس: حمید سلطان آبادیان »

در مسجد نیوجی (مسجدی در شهر پکن)  با بیش از یک‌هزار سال قدمت، به دلیل گستردگی آن، ۱۱ امام جماعت وجود دارد و هر روز بیش از ۲۰۰ مسلمان در آنجا نمازشان را به جماعت اقامه می‌کنند و این تعداد، روز‌های جمعه به بیش از یک‌هزار نفر می‌رسد. 


IMG_03_China
     « یکی از مسلمانان روزه‌دار در حیاط مسجد در انتظار افطار - عکس: حمید سلطان آبادیان »

اغلب مسلمانان در مسجد افطار می‌کنند. آن‌ها لحظاتی قبل از اذان مغرب میز افطار را با دقت و مراسمی خاص در صحن حیاط مسجد چیده و ظرف‌های غذا را نیز در روی میز‌ها می‌گذارند.
.


IMG_04_China
        « انتظار مردم برای گرفتن غذای افطاری از مطبخ مسجد - عکس: حمید سلطان آبادیان »

حدود نیم‌ساعت به اذان مغرب، غذای افطاری آماده می‌شود. مسلمانان ساکن در اطراف مسجد برای دریافت این غذا به مسجد مراجعه می‌کنند و جلوی مطبخ صف می‌کشند. تماشای مردم سطل به دست چینی تصویری از مردم مشهد را در زمان توزیع شله در ذهنم تداعی می‌کند. دقیقا همانطور شلوغ، معمولا بدون نظم و باشور و شوقی خاص. هزینه این غذا را نمازگذاران تقبل می‌کنند که بیشتر آن‌ها از بازاریان و تاجران هستند و بدین‌گونه هر شب مراسم افطار در مسجد برگزار می‌شود.
.


IMG_05_China
         « ملزومات اولیه پخت آش برای افطار در مطبخ مسجد - عکس : حمید سلطان آبادیان »

آماده کردن و پختن غذای افطار در مسجد شهر و توسط مردم انجام می‌شود. هر روز چند نفر از کاربلدان برای انجام این امر داوطلب می‌شوند. جالب اینجاست که اثری از حضور خانم‌ها در این مورد نیست و مرد‌ها از سبزی پاک کردن گرفته تا شست‌وشو و آشپزی را به طور کامل خودشان انجام می‌دهند.

IMG_06_China
          « پاک‌کردن سبزی جهت پخت آش افطاری در مسجد ـ عکس: حمید سلطان آبادیان»

معمولا هر روز آش یا سوپ با مخلفات فراوان گیاهی و میوه در کنار غذای اصلی که گوشت یا برنج(کته) و یا ماهی برای افطار سرو می‌شود و غذایی که مردم با ظرف و سطل برای گرفتنش ازدحام می‌کنند همان بخش اولیه یعنی آش و سوپ است. احتمالا اگر دستور پخت شله و حلیم به دستشان برسد به شدت از این دو غذا استقبال خواهند کرد.

IMG_07_China
                « دیگ بزرگ آش افطاری در مطبخ مسجد - عکس : حمید سلطان آبادیان »

نکته جالبی که من با آن مواجه شدم صرف افطاری در دو نوبت بود. به این صورت که هنگام اذان زنگی به عنوان اجازه برای صرف افطاری در مسجد زده شد و روزه‌داران و بچه‌ها که دور میز‌های آماده نشسته بودند با سرعت شروع به خوردن کردند و جالب‌تر اینکه آش نیز با همان چوب‌های مخصوص چینی تناول شد.

IMG_08_China
    « مراسم صرف افطاری در حیاط مسجد در دو نوبت انجام می‌شود .عکس: حمید سلطان آبادیان»

پنج دقیقه بعد دوباره زنگی نواخته ‌شد و همه غذای خود را نیمه کاره رها کرده و به داخل نمازخانه رفته و مشغول خواندن نمازمغرب شدند، بعد از نماز همگی دوباره به سرمیز‌ها برگشته و ادامه غذا را میل کردند. بعد از سرو غذای اصلی و خوردن میوه دوباره اذان پخش شد و همه برای ادای نماز عشاء به نمازخانه ‌رفتند.

IMG_09_China
               « مسلمانان چینی در حال ادای نماز در مسجد - عکس : حمید سلطان آبادیان »

دو نفر از مسلمانان مسجدی که من در شهر چانگ‌زی مهمان آن‌ها بودم به زبان فارسی مسلط بودند که حضورشان واقعا غنیمت بود. این دونفر در ایران درس خوانده بودند و حتی با بعضی لهجه‌های فارسی مثل شیرازی، تهرانی و اصفهانی نیز آشنایی داشتند!

IMG_11_China
          « دوست مسلمان چینی‌ام که به زبان فارسی مسلط است در حال نوشتن یادگاری »

 تفاوت اصلی مسلمانان چینی با بقیه مردم در کلاه سفیدی است که بر سر می‌گذارند و همین کلاه آن‌ها را از غیرمسلمانان متـــمایز می‌کند. بیشتر مســـلمانان کشور چین در ایالت ســـین‌کیانگ (شین جیانگ
新疆) زندگی می‌کنند.


kj__2__2_2
                     « صرف افطار در حیاط مسجد - عکس : حمید سلطان آبادیان »


در عید فطر مسلمانان چین لباس نو می‏پوشند، غسل می‏کنند، عطر می‏زنند و به مسجد می‏روند. بعد از نمازعید به قبرستان می‏روند و برای مردگان طلب مغفرت می‏کنند. در این روز زنان در خانه غذایی می‏پزند که به چینی «یوشاسنجزگواتز» می‏گویند که نوعی حلوا و یا کیک است. از روز عید فطر تا سه روز مردم به دیدار یکدیگر رفته و سنت صله‌رحم را به‌جا می آورند.
.


IMG_12_China
« دو نوجوان مسلمان در یکی از مساجد چین - عکس: حمید سلطان آبادیان »


صفحه 1 از 11
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی