Note-Soltanabadian_1


شب‌هایی که در سرزمین‌های دور در هوای گرم و شرجی و یا سرد و برفی، با نور چراغ‌قوه‌ای کوچک، در دفترچه‌ خاطراتم اتفاقات سفر را یادداشت می‌کردم نمی‌دانستم سرانجامِ این نوشته‌ها چه خواهد شد و آیا کسان دیگری هم این خاطرات را خواهند خواند یا نه، برای خودم مهم بود که جزییات این سفر را به صورت مکتوب ثبت کنم تا هیچکدامشان از خاطرم پاک نشود.



Book_Soltanabadian


از سفر برگشتم و به پیشنهاد دوستان، تمام یادداشت‌های روزانه را بازنویسی کردم و در طی یک پروسه‌ی طولانی از ویراستاری گرفته تا انتخاب عکس و طراحی کتاب، سرانجام خاطرات سفر آماده چاپ شد. با مساعدت و پیگیری مستمر رئیس حوزه هنری خراسان رضوی این کتاب بعد از انتظاری طولانی و عبور از پیچ‌ و خم‌های مادی و معنوی فراوان بلاخره توسط انتشارات سوره‌ مهر چاپ شد. تعداد صفحات این کتاب که در قطع رقعی و به تیراژ ۱۲۵۰ نسخه چاپ شده ۳۹۴ صفحه است که مشتمل بر خاطرات سفر با دوچرخه به یازده کشور آسیایی و ۱۵۰ عکس از جریانات سفر است. 

.

- لینک خرید اینترنتی کتاب 

Book_01_Soltanabadian



Rahmatian_Soltanabadian
 «برشی از عکس علی خردمند»
,

یکشنبه‌ای که گذشت (مصادف با شب تاسوعای حسینی) جامعه عکاسان مشهد یکی از خوبان خودش را از دست داد. کامران رحمتیان، عکاس محجوب و یکی از فعالان بی‌ادعا در عرصه آموزش عکاسی  بعد از چندین ماه تحمل درد و رنجِ بیماری و بستری بودن در بیمارستان، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیار باقی شتافت. با اینکه ظهر دوشنبه هجدهم شهریور (تاسوعای حسینی) پیکر این هنرمند با اخلاق بعد از تشییع، در قطعه‌ی هنرمندان بهشت‌رضا به خاک سپرده شد اما هنوز برای خیلی از دوستانِ کامران قبول این فِقدان باور پذیر نیست.
.

کامران رحمتیان از سال ۱۳۷۳ به عکاسی مشغول بود و در این مدت در ده‌ها نمایشگاه گروهی عکس حضور فعال داشت. تدریس عکاسی در موسسه‌های مختلف آموزشی، برگزاری ده‌ها ورکشاپ، کارگاه، اردو و گشت‌های عکاسی در سطح شهر مشهد و سایر شهرها، حضور در چندین نمایشگاه عکس به عنوان ادیتور، ناظر چاپ و مجری نمایشگاه، داوری و انتخاب عکس چندین نمایشگاه و جشنواره عکس و مدیریت «چهارمین اکسپوی عکس همدم» از جمله فعالیت‌های این جوان خوش‌نام در عرصه عکاسی بوده است. چیزی که بیشتر از این فعالیت‌ها نام کامران رحمتیان را در خاطر و یاد دوستان و همکارانش زنده نگه می‌دارد اخلاق و منش او و سادگی و خلوصش در ارتباط با هنرجویان و علاقمندان به عکاسی است. کامران با صبر و حوصله‌ای مثال زدنی وارد عرصه‌ی آموزش عکاسی شده بود و در طی سال‌هایی که گذشت شاگردان زیادی را با فن و هنر عکاسی آشنا کرد.

.
 کامران رحمتیان نماد این جمله‌ی پل مارتین‌لستر است که می‌گوید: «عکاسِ خوب بودن شرط نیست، بلکه باید انسان خوبی باشی که عکس می‌گیرد.» راز و رمز ماندگاریِ هنر و هنرمند در همین اصل است. کامران انسان خوبی بود، و همین خوب بودن او باعث شد خبر درگذشتش در فضای مجازی دست به دست بچرخد و دلِ هرکسی را از دوستان نزدیک تا آنانی که اندک شناختی از او داشتند، بسوزاند و به درد بیاورد. کامران هنرمندی بود بدون حاشیه، صادق و ساده، فارغ و دور از آفت‌های جامعه‌ی هنری. 
علت محبوبیت کامران در دل دوستان و شاگردانش نیز همین خوش‌نامی و صفات حسنه‌ی اوست که باعث می‌شود علیرغم فقدان حضورش، نامش همچنان زنده و جاوید بماند. به قول جناب سعدی علیه‌الرحمه: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند. خیلی سخت که بخواهیم جلوی اسم کامران رحمتیان بنویسیم شادروان یا مرحوم. باورش خیلی سخت است .... دلمان برای این مردِ خوب و این هنرمند دوست‌داشتنی تنگ می‌شود. یاد و خاطرش گرامی و روحش در آرامش.


می‌پرسند: بجای واژه‌ی ‌«عکس» در زبان پارسی چه جانشینی را می‌توان گذاشت؟
پاسخ این است که در زبان ما ، واژه‌ی تازی «عکس‌» کاربردهای گوناگون دارد. اگر خواست ما، از ‌«عکس‌»، نقاشی‌ای باشد که با دست کشیده شده است به آن «نگاره‌» یا «نگاشته‌» می‌گفتند و در برخی از نوشته‌ها «پیکره‌» هم آمده است.
و اگر خواست ما از این واژه ، رو در رو بودن با خواست کسی است یعنی بخواهیم بگوییم ‌«آنها به عکس رفتارکردند‌» می‌توان گفت: ‌«آنها به وارونه رفتار کردند‌» و اگر بخواهیم درکاربرد واژه‌ی ‌«عکس العمل‌» جانشینی بگذاریم باید بگوییم ‌«واکنش‌».

برای نمونه:
بجای ‌«عکس العمل سـهراب خیلی شدید بود‌» می‌باید گفت: ‌«واکنش ســهراب بسیار سخت بود».

و سرانجام اگر «عکسی» نقاشیِ با دست کشیده نشده باشد، یعنی یا عکسی باشد که با دوربین انداخته‌اند و یا عکس کسی باشد که در آیینه یادر آب افتاده باشد، درگذشته به آن ‌«فرتور‌» می گفتند.
واژه های فرتور و ‌«پرتو‌» هر دو از یک ریشه‌اند و همین واژه‌ی ‌«پرتو‌» به زبان لاتین رفت و
photo شد که اروپاییان به ‌«عکس» با دوربین انداخته شده می‌گفتند . با این همه در پارسی امروزی بجای واژه‌ی ‌«عکس» یا‌ «نقاشی» می‌توان ‌«نگاره‌» گفت، ولی «عکسی‌» راکه با دوربین بیندازند هم می‌توان ‌«نگاره» گفت و هم ‌«فرتور‌».

بُود مزدور رویت , ماه جاوید

چو «فرتور» جمال توست , خورشید.


- برگرفته از کتاب: «در ژرفای واژه‌ها» اثر دکتر ناصر انقطاع

صفحه 1 از 13
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی