«عکاسِ مسافر» آدمی‌ جستجوگر است که هم کشف می‌کند و هم به ثبت می‌ رساند. درست است که بیشتر آدم‌ها در سفر، عکاسی می‌کنند، اما عکاسی که مسافرت می‌کند «دغدغه‌مند» است. دغدغهء او کشفِ تصویر‌های نابی‌ست که منتظرند تا توسط او ثبت شوند. «عکاسِ مسافر» مدام باید بیندیشد، باید ببیند و باید بنویسد. حتی ثبتِ یک عکس یادگاری در سفر، برای مسافری که «عکاس» است یک «دغدغه» است. 

اتفاقِ جالبی که در سفر با آن مواجه شدم، استقبال خوبِ آدم‌های کشورهای مختلف از این بود که آن‌ها از قالبِ «سوژه» خارج شده،  در نقشِ یک «عکاس» ظاهر شوند و با دوربینِ عکاسیِ خودم، از من و دیگران، عکسِ یادگاری بگیرند. بعضی از این آدم‌ها برای اولین بار بود که یک دوربینِ عکاسی را در دست می‌گرفتند. هیجان و ژست‌های خاص آن‌ها در هنگام عکاسی برای من خیلی جالب بود. این اتفاق، به جز ثبت عکس، موجبِ برقراری یک ارتباط انسانی و دوستانه هم می‌شد. بیشتر این آدم‌ها در حینی که دوربین در دستشان بود و مشغول تنظیم کادر و یافتنِ دکمهء شا‌تر بودند قیافه‌ای بسیار جدی داشتند و بعد از اینکه عکس را به ثبت می‌رساندند فارغ‌البال و آسوده خیال می‌خندیدند و سری به تایید کارشان تکان می‌دادند. این جریان به نظرم یک «جابجاییِ شیرین» بود. عکس‌های ثبت شده در این «جابجایی‌های شیرین» برای من یک مجموعه دوست‌داشتنی و سرشار از خاطره است. 

soltanabadian_02
              عکاس: دِسی دخترِ شش ساله اندونزیایی     مکان : اندونزی – بتم ۲۰۱۲

«من اغلب جذب محیط‌هایی می‌شوم که دارای خاطره، تاریخ، اتمسفر و قصه‌های پیرامونی است. نشانه‌های تصویریِ به جا مانده از حضورِ آدم‌ها، تخیلات ذهنی من را شعله ور می‌کند. مردم به هرجایی که می‌روند مقدار انبوهی از شور و انرژی خودشان را در آن فضا‌ها، پشت سرشان جا می‌گذارند. من عاشقِ ثبت کردنِ این انرژیِ غایبم.»                        
                                                                                                                           مایکل کنا*


بدون عنوان ـ جزیرهء سوماترا ـ اندونزی ـ ۲۰۱۲
            بدون عنوان ـ جزیره سوماترا ـ اندونزی ۲۰۱۲ عکس: حمید سلطان آبادیان


قرار است به زودی و به طور منظم، در این وبلاگ مطالبی پیرامونِ عکاسی و به طور ویژه در مورد «عکاسی در سفر» بنویسم. بعضی از این نوشته‌ها بازگوییِ تجربیاتی (هرچند اندک) است که در طول سفر‌های متعدد و دراز مدت برای عکاسی در داخل و خارج از کشور داشته‌ام. بعضی‌هایش هم بیانِ سئوالاتِ بی‌شماری است که در طول اندک زمان آشنایی‌ام با هنرِ شگرفِ عکاسی همینطور در ذهنم پیچ و تاب می‌خورد و جواب‌هایش‌ در طولِ گذشتِ زمان، تغییر می‌کند. پیرامونِ چرایی و چیستی‌اش و حقیقت‌ و دروغ‌هایش. خلاصهء کلام اینکه، بهانه‌ام برای نوشتن در اینجا «عکاسی» است.


پی‌نوشت :
 * Michael Kenna
عکاس معاصر انگلیسی 

صفحه 10 از 10
صفحه قبلی |<< << < ... 9  [10]