«عکس‌ها در عالم حضور دارند، ما فقط آن‌ها را پیدا می‌کنیم» ماینور وایت (۱) 


Jim_Richardson
                                      هند ـ نمایی از تاج‌محل    عکاس : جیم ریچاردسون

یادم می‌آید سال‌های خیلی دور، یکی از آرزو‌هایم رفتن به کشورِ هند و تماشای بنای باشکوه و تاریخیِ تاج محل بود. آن زمان عکس‌هایی از این بنای زیبا دیده بودم و چیزی که مرا مشتاق تماشا و حضور در آنجا می‌کرد، داستان‌ها و ماجراهای چگونه ساخته شدنش و عطشِ کشفِ فضای رمزآلودی بود که در آن عکس‌ها وجود داشت. سال‌ها گذشت و زمانِ دیدار فرا رسید و من با تاج‌محل، روبرو شدم. بهتی که در لحظاتِ آغازین بر من مستولی شده بود و شگفت‌زدگی‌ام در آن هنگام را هیچ‌وقت فراموش نمی‌‌کنم. رسیدن به آرزوی روز‌های نوجوانی از یک طرف و عظمت و شکوه بنایِ مرمرینِ در مه فرو رفته از طرف دیگر، من را میخکوب و هیجان‌زده کرده بود. من، مبهوت ایستاده بودم و در اطرافم آدم‌های زیادی مشغول ثبت عکس‌های یادگاری بودند. عده‌ای با موبایل، بعضی با دوربین‌های پیشرفته و دیگرانی هم بودند که دوربین‌های ساده‌تری داشتند. همهء لنز‌ها به سمت بنایِ تاج‌محل بود و من متحیر مانده بودم که درآنِ واحد چقدر عکس‌ در‌‌ همان لحظه از یک سوژه ثابت در حالِ ثبت شدن است. بیشترِ عکس‌ها تا حدود زیادی شبیه‌ به هم. وقتی به آدم‌ها دقت کردم متوجه شدم بیشترِ آن‌ها مقدارِ عکس‌گرفتنشان از نگاه‌کردنشان بیشتر است. طوری که به نظر می‌رسید ماموریت دارند از این مکان عکاسی کنند و تمام. در این شرایط، ثبت یک عکس خاص و ماندگار کارِ بسیار سختی‌ست. من صرفا یک توریست نبودم که به تماشا بسنده کنم. وقتی در جایگاهِ یک «عکاسِ مسافر» هستم لذتم از «دیدن» وقتی کامل می‌شود که به ثبت برسد. آیا ثبتِ عکسی که مشابه آن در محیطِ مجازی و حقیقی فراوان است من را راضی می‌‌کند؟ چه چیزی به من کمک می‌‌کند که «عکسی تازه» بگیرم؟ 

meritbreukelen
                                   هند ـ نمایی از تاج محل       عکاس : مری بروکت

به نظرم راز ماندگاری، بخصوص در عکس‌هایی که از اماکن و بناهای مشهور و تاریخی به ثبت می‌رسد «نگاهِ نو» و «متفاوت بودنِ» آن است. در همین راستا می‌توان از تکنیک‌های عکاسی‌، حضورِ اِلِمان‌ها، آدم‌ها، اشیاء و حتی حیوانات، انتخاب صحیح زاویه نگاه، ایده‌های خلاقانه و یا کارگردانیِ صحنه بهره جست. اما اولینِ و موثر‌ترین قدم برای رسیدن به نتیجهء مطلوب، «دیدن» و «جستجو» ست. شاید «دیدن» ساعت‌ها طول بکشد، شاید هم یک روز و بیشتر. تمرکز بر جزییات، یافتنِ نور‌های خوب، دقت به رنگ‌ها، فرم‌ها و رصدِ آدم‌ها. به یقین می‌گویم ثبتِ یک تک‌عکس یا یک مجموعهء عکسِ خاص و متفاوت، ارزشِ سرمایه‌گذاری این زمان برای «دیدن» را دارد. از آنجایی که جوینده یابنده است و این موضوع در خصوص عکاسان مصداق بیشتری دارد، نتیجهء مطلوب برای آنی که بیشتر جستجو‌کند و خوب‌تر ببیند، حاصل می‌شود. 
گاهی اوقات هم «شانس» به کمک می‌آید و اگرعکاس «سرعت‌عمل» و «آمادگی» داشته باشد، عکسی تکرار ناشدنی به ثبت می‌رسد. دختر روبرت دوآنو (۲) عکاس مشهور فرانسوی که پانزده سالِ آخر زندگی، دستیار پدرش بود می‌گوید: «پدرم ساعت‌های زیادی را با دوربینش قدم می‌زد و دوست نداشت هیچکسی در این قدم زدن‌ها همراهی‌اش کند. فکر می‌کرد که حوصلهء بقیه از کارهای او سر می‌رود. او ساعت‌ها روبروی سوژه‌ای که دوست داشت، در جستجوی اتفاقی ویژه منتظر می‌ماند» 

soltanabadian_India_Tajmahal_0
                             هند ـ نمایی از تاج محل          عکاس : حمید سلطان آبادیان

عکس‌های فراوانی از تاج محل به ثبت رسیده‌ است که با یک جستجوی ساده در وب می‌توان تعداد بیشماری از آن‌ها را دید. بسیاری از این عکس‌ها صرفا معرفِ مکان هستند و ارزش هنری چندانی ندارند. اما نگاه‌های متفاوتی هم وجود دارد که تنها معرفِ مکان نیستند و به مضامین دیگری نیز پرداخته‌اند. اتفاق جالبی که در تاج‌محل برای من افتاد حضور ناگهانی یک میمون در کادرِ عکسی بود که نتیجه‌اش بدونِ حضور این میمونِ فراری، یک عکسِ ساده و تکراری بود. جالب اینجاست که در مدتِ دو ساعتی که در تاج‌محل حضور داشتم میمونی را در این فضا مشاهده نکردم. قرار گرفتن میمونِ بازیگوش در یک نقطهء خوب در تک‌عکسی که از این اتفاق گرفته‌ام می‌تواند یک «شانس» برای من محسوب شود. البته این شانس مثل اکثرِ گل‌هایی که در بازیِ فوتبال زده می‌شود نتیجهء جاگیری خوبِ فوروارد (در اینجا: عکاس) هم هست.


پی‌نوشت :
(۱) 
Minor Martin White ـ عکاس، محقق، شاعر و منتقد آمریکایی
(۲) 
Robert Doisneau ـ عکاس مشهور فرانسوی (۱۹۹۴ـ۱۹۱۲)

«عکاسِ مسافر» آدمی‌ جستجوگر است که هم کشف می‌کند و هم به ثبت می‌ رساند. درست است که بیشتر آدم‌ها در سفر، عکاسی می‌کنند، اما عکاسی که مسافرت می‌کند «دغدغه‌مند» است. دغدغهء او کشفِ تصویر‌های نابی‌ست که منتظرند تا توسط او ثبت شوند. «عکاسِ مسافر» مدام باید بیندیشد، باید ببیند و باید بنویسد. حتی ثبتِ یک عکس یادگاری در سفر، برای مسافری که «عکاس» است یک «دغدغه» است. 

اتفاقِ جالبی که در سفر با آن مواجه شدم، استقبال خوبِ آدم‌های کشورهای مختلف از این بود که آن‌ها از قالبِ «سوژه» خارج شده،  در نقشِ یک «عکاس» ظاهر شوند و با دوربینِ عکاسیِ خودم، از من و دیگران، عکسِ یادگاری بگیرند. بعضی از این آدم‌ها برای اولین بار بود که یک دوربینِ عکاسی را در دست می‌گرفتند. هیجان و ژست‌های خاص آن‌ها در هنگام عکاسی برای من خیلی جالب بود. این اتفاق، به جز ثبت عکس، موجبِ برقراری یک ارتباط انسانی و دوستانه هم می‌شد. بیشتر این آدم‌ها در حینی که دوربین در دستشان بود و مشغول تنظیم کادر و یافتنِ دکمهء شا‌تر بودند قیافه‌ای بسیار جدی داشتند و بعد از اینکه عکس را به ثبت می‌رساندند فارغ‌البال و آسوده خیال می‌خندیدند و سری به تایید کارشان تکان می‌دادند. این جریان به نظرم یک «جابجاییِ شیرین» بود. عکس‌های ثبت شده در این «جابجایی‌های شیرین» برای من یک مجموعه دوست‌داشتنی و سرشار از خاطره است. 

soltanabadian_02
              عکاس: دِسی دخترِ شش ساله اندونزیایی     مکان : اندونزی – بتم ۲۰۱۲

«من اغلب جذب محیط‌هایی می‌شوم که دارای خاطره، تاریخ، اتمسفر و قصه‌های پیرامونی است. نشانه‌های تصویریِ به جا مانده از حضورِ آدم‌ها، تخیلات ذهنی من را شعله ور می‌کند. مردم به هرجایی که می‌روند مقدار انبوهی از شور و انرژی خودشان را در آن فضا‌ها، پشت سرشان جا می‌گذارند. من عاشقِ ثبت کردنِ این انرژیِ غایبم.»                        
                                                                                                                           مایکل کنا*


بدون عنوان ـ جزیرهء سوماترا ـ اندونزی ـ ۲۰۱۲
            بدون عنوان ـ جزیره سوماترا ـ اندونزی ۲۰۱۲ عکس: حمید سلطان آبادیان


قرار است به زودی و به طور منظم، در این وبلاگ مطالبی پیرامونِ عکاسی و به طور ویژه در مورد «عکاسی در سفر» بنویسم. بعضی از این نوشته‌ها بازگوییِ تجربیاتی (هرچند اندک) است که در طول سفر‌های متعدد و دراز مدت برای عکاسی در داخل و خارج از کشور داشته‌ام. بعضی‌هایش هم بیانِ سئوالاتِ بی‌شماری است که در طول اندک زمان آشنایی‌ام با هنرِ شگرفِ عکاسی همینطور در ذهنم پیچ و تاب می‌خورد و جواب‌هایش‌ در طولِ گذشتِ زمان، تغییر می‌کند. پیرامونِ چرایی و چیستی‌اش و حقیقت‌ و دروغ‌هایش. خلاصهء کلام اینکه، بهانه‌ام برای نوشتن در اینجا «عکاسی» است.


پی‌نوشت :
 * Michael Kenna
عکاس معاصر انگلیسی 

صفحه 10 از 10
صفحه قبلی |<< << < ... 9  [10]